برگشت به مجله
تیم و پروژه

معیار ستاره شمالی (North Star Metric) چیه و چطور پیداش کنیم؟

north star metric یا معیار ستاره شمالی همون یه عددیه که نشون می‌ده مشتری‌ها از محصولت ارزش می‌گیرن. مثال برای چند نوع کسب‌وکار، فرقش با معیارهای ظاهری و اینکه OKRهای تیم چطور زیرش می‌شینن.

نویسنده: تیم تارگتیوحدود 7 دقیقه خوندنمنتشر شده در

توی خیلی از شرکت‌ها هر تیم عدد خودش رو داره: فروش دنبال قرارداده، بازاریابی دنبال بازدید، پشتیبانی دنبال تیکت‌های بسته‌شده. هر کدوم جدا خوب پیش می‌رن، ولی شرکت جای خاصی نمی‌ره. معیار ستاره شمالی یه سؤال ساده می‌پرسه: اگه فقط یه عدد رو می‌تونستی نگاه کنی، کدوم عدد بهت می‌گفت کار درسته؟

معیار ستاره شمالی (north star metric) یعنی چی؟

اسمش از ستاره‌ایه که مسافرها شب‌ها با اون راه رو پیدا می‌کردن. این عدد قرار نیست همه‌چیز رو اندازه بگیره. قراره مسیر رو نشون بده. یه معیار ستاره شمالی خوب معمولاً این ویژگی‌ها رو داره:

  • ارزشی رو اندازه می‌گیره که مشتری واقعاً دریافت می‌کنه، نه فقط کاری که ما کردیم.
  • اگه بالا بره، درآمد هم معمولاً بالا می‌ره؛ ولی خود درآمد نیست، چون درآمد دیر خبر می‌ده.
  • تیم‌ها می‌تونن روش اثر بذارن و اثرشون رو ببینن.
  • زود به زود اندازه‌گیری می‌شه، مثلاً هفتگی، نه سالی یه بار.
  • ساده‌ست؛ هر کسی توی شرکت می‌تونه با یه جمله توضیحش بده.

نمونه north star metric برای چند نوع کسب‌وکار

این مثال‌ها برای روشن شدن ایده‌ست، نه نسخهٔ آماده. معیار درست تو به اینکه مشتریت دقیقاً چی می‌خره بستگی داره.

  • فروشگاه اینترنتی: تعداد سفارش‌هایی که در هفته بدون مرجوعی به دست مشتری رسیدن.
  • اپ یادگیری زبان: تعداد کاربرهایی که در هفته دست‌کم سه درس رو تموم کردن.
  • نرم‌افزار حسابداری برای کسب‌وکارهای کوچیک: تعداد کسب‌وکارهایی که این ماه فاکتورهاشون رو با نرم‌افزار صادر کردن.
  • رستوران با تحویل در محل: تعداد سفارش‌هایی که سر وقت و گرم رسیدن.
  • آژانس تبلیغاتی: تعداد مشتری‌هایی که قراردادشون رو تمدید کردن.
  • رسانه یا وبلاگ: تعداد خواننده‌هایی که در ماه بیشتر از یه بار برگشتن.

به یه چیز مشترک توی همهٔ این‌ها دقت کن: هیچ‌کدوم «تعداد ثبت‌نام» یا «تعداد بازدید» نیست. همه یه لحظه رو می‌شمرن که مشتری از کار ما سود برده.

فرق معیار ستاره شمالی با معیارهای ظاهری (vanity metrics)

معیارهای ظاهری عددهایی هستن که بالا رفتنشون حس خوبی می‌ده ولی دربارهٔ سلامت کسب‌وکار چیز زیادی نمی‌گن. مشکلشون این نیست که دروغن؛ مشکلشون اینه که بدون اینکه چیزی واقعاً بهتر بشه هم می‌تونن بالا برن.

  • تعداد کل ثبت‌نام‌ها: فقط بالا می‌ره و هیچ‌وقت پایین نمیاد، حتی اگه همه بعد از یه روز رفته باشن.
  • تعداد دنبال‌کننده‌ها: با یه کمپین خریدنی بالا می‌ره، بدون اینکه یه نفر بیشتر بخره.
  • تعداد بازدید صفحه: یه صفحهٔ گیج‌کننده هم بازدید زیاد می‌گیره، چون آدم‌ها راهشون رو گم می‌کنن.
  • تعداد قابلیت‌هایی که ساختیم: کار ما رو می‌شمره، نه سود مشتری رو.

یه آزمون ساده: اگه این عدد دو برابر بشه، مطمئنی مشتری‌ها راضی‌ترن؟ اگه جوابت «شاید» هست، احتمالاً با یه معیار ظاهری طرفی.

OKRهای تیم چطور زیر ستاره شمالی می‌شینن؟

معیار ستاره شمالی مسیر رو نشون می‌ده و OKR راه رسیدن به اون رو برای هر دوره می‌چینه. شرکت یه یا دو هدف اصلی (objective) برای دوره می‌ذاره که به ستاره شمالی وصلن. بعد هر تیم هدف خودش رو زیر یکی از اون‌ها می‌نویسه و می‌پرسه: «سهم ما توی تکون دادن این عدد چیه؟»

یه مثال زنجیره‌ای

  • ستاره شمالی اپ یادگیری زبان: کاربرهایی که در هفته دست‌کم سه درس تموم کردن.
  • هدف شرکت در این دوره: کاربرهای تازه از هفتهٔ اول به عادت هفتگی برسن.
  • هدف تیم محصول: درس اول کوتاه‌تر و ساده‌تر بشه. معیار: سهم کسایی که درس اول رو تموم می‌کنن.
  • هدف تیم محتوا: برای سه سطح اول درس‌های تازه ساخته بشه. معیار: تعداد درس منتشرشده.
  • هدف تیم پشتیبانی: کاربرهایی که هفتهٔ اول گیر می‌کنن زود جواب بگیرن. معیار: زمان پاسخ به اولین پیام.

هیچ تیمی مستقیم مسئول ستاره شمالی نیست، ولی هر تیم می‌دونه کار خودش کجای این زنجیره می‌شینه. اگه یه هدف تیمی رو نتونستی به هیچ‌کدوم از هدف‌های بالا وصل کنی، شاید اون هدف این دوره اولویت نداره.

توی تارگتیو این زنجیره همین شکلی ساخته می‌شه. هدف‌های شرکت توی صفحهٔ سازمان نوشته می‌شن و هر تیم هدف خودش رو پیشنهاد می‌ده که زیر یکی از اون‌ها بشینه؛ صاحب هدف بالایی قبولش می‌کنه. خود ستاره شمالی رو می‌تونی یه معیار عددی با واحد کنی، مثلاً «کاربر فعال هفتگی»، و هر هفته عددش رو ثبت کنی. هدف‌ها توی دوره‌ها جلو می‌رن و آخر هر دوره امتیاز می‌گیرن، و صفحهٔ «مرور» روند هر هدف شرکت رو روی نمودار نشون می‌ده.

چطور معیار ستاره شمالی خودت رو پیدا کنی؟

  • بنویس مشتری دقیقاً برای چی پول می‌ده. جوابت باید یه نتیجه باشه، نه یه قابلیت.
  • لحظه‌ای رو پیدا کن که مشتری اون نتیجه رو می‌گیره: سفارش رسید، درس تموم شد، فاکتور صادر شد.
  • اون لحظه رو بشمر و یه بازهٔ زمانی بهش بده، معمولاً هفته یا ماه.
  • آزمون معیار ظاهری رو روش انجام بده: اگه دو برابر بشه، کسب‌وکار واقعاً بهتره؟
  • چند ماه نگهش دار. اگه عوض کردنش زیادی راحت باشه، ستاره نیست، عقربه‌ایه که با باد می‌چرخه.

اشتباه‌های رایج

  • گذاشتن درآمد به‌جای ستاره شمالی: درآمد مهمه، ولی دیر خبر می‌ده و به تیم‌ها نمی‌گه چی کار کنن.
  • داشتن سه چهار ستاره شمالی: ستاره‌ای که چند تا باشه، دیگه مسیر نشون نمی‌ده.
  • نگاه نکردن به عددهای کمکی: ستاره شمالی تنها عدد شرکت نیست. کیفیت و هزینه رو هم کنارش زیر نظر داشته باش.
  • نوشتنش و فراموش کردنش: اگه توی جلسه‌های تیم اسمش نمیاد، عملاً وجود نداره.

این برنامه رو برام بساز

ستاره شمالیت رو یه معیار عددی کن و هدف این دوره رو زیرش بنویس؛ هر هفته عددش رو ثبت کن و روندش رو ببین.

فرمش با همین الگو پر می‌شه؛ عددها، روزها و ساعت رو خودت نگاه می‌کنی و تا «ذخیره» رو نزنی چیزی ساخته نمی‌شه. حساب نداری؟ اول با شماره‌ت وارد می‌شی (رایگانه) و بعد همین فرم باز می‌شه.

هر روز از گوشی تیک بزن:
برای کسی بفرست:تلگرامواتس‌اپ

سؤال‌های رایج

فرق معیار ستاره شمالی با KPI چیه؟

KPIها عددهای سلامت کارن و یه شرکت ده‌ها تا ازشون داره. ستاره شمالی فقط یکیه: همون عددی که از بین همه نشون می‌ده مشتری داره ارزش می‌گیره. بقیهٔ KPIها کمک می‌کنن بفهمی چرا ستاره شمالی بالا یا پایین رفته.

معیار ستاره شمالی رو هر چند وقت یه بار عوض کنیم؟

معمولاً فقط وقتی مدل کسب‌وکار یا مشتری اصلیت عوض بشه. هدف‌ها و OKRها هر دوره عوض می‌شن، ولی ستاره شمالی قراره ثابت بمونه تا مسیر گم نشه.

برای یه کسب‌وکار کوچیک هم north star metric لازمه؟

حتی بیشتر از یه شرکت بزرگ. وقتی آدم کم و کار زیاده، یه عدد روشن کمک می‌کنه بفهمی کدوم کار رو اول انجام بدی و کدوم رو کنار بذاری.

مقاله‌های مرتبط