تفاوت KPI و OKR؛ KPI چیه، OKR چیه و کی سراغ کدومشون بریم
KPI سلامت کار جاری رو نشون میده و OKR میگه این فصل قراره چی عوض بشه. فرق این دو، کی سراغ هر کدوم بری و چطور یه KPI که افت کرده موضوع OKR فصل بعد میشه.
خیلی از تیمها KPI و OKR رو یکی میدونن، یا فکر میکنن باید یکی رو انتخاب کنن. هیچکدوم درست نیست. این دو تا ابزار دو تا سؤال متفاوت رو جواب میدن و بهترین حالت وقتیه که کنار هم کار کنن.
KPI چیه؟
KPI مخفف Key Performance Indicator یعنی شاخص کلیدی عملکرد. یه عدده که همیشه نگاهش میکنی چون نشون میده یه بخش از کسبوکارت سالمه یا نه. KPI تاریخ پایان نداره؛ تا وقتی اون کار وجود داره، اون عدد هم مهمه. معمولاً یه محدودهٔ قابل قبول داره و تا وقتی توی همون محدودهست، کسی نگرانش نیست.
- میانگین زمان اولین پاسخ به تیکتهای پشتیبانی
- نرخ تمدید اشتراک مشتریها
- حاشیهٔ سود ماهانه
- تعداد سفارشهای روزانه
- درصد ارسالهایی که بهموقع میرسن
OKR چیه؟
OKR مخفف Objectives and Key Results یعنی هدفها و نتایج کلیدی. یه هدف برای یه دورهٔ مشخص، معمولاً یه فصل، که قراره چیزی رو بهتر یا متفاوت کنه. زیر هر هدف دو تا سه نتیجهٔ کلیدی هست که با عدد میگن چقدر بهش رسیدی. وقتی دوره تموم بشه، OKR هم امتیاز میگیره و بسته میشه، و فصل بعد OKR تازهای مینویسی.
تفاوت KPI و OKR در یک نگاه
KPI
- سؤالش اینه: اوضاع سالمه؟
- زمان پایان نداره و همیشگیه.
- هدفش نگه داشتن یه عدد توی محدودهٔ درسته.
- تعدادش میتونه زیاد باشه، چون فقط پاییده میشه.
- رسیدن بهش انتظار عادیه، نه موفقیت خاص.
OKR
- سؤالش اینه: این دوره چی رو عوض کنیم؟
- یه دورهٔ مشخص داره، مثلاً سه ماه.
- هدفش جابهجا کردن یه عدد از نقطهٔ امروز به یه نقطهٔ تازهست.
- تعدادش کمه، چون تمرکز میخواد.
- گاهی عمداً بلندپروازانه نوشته میشه و رسیدن به بخشیش هم خوبه.
کی سراغ KPI بریم، کی سراغ OKR؟
- اگه یه عدد خوبه و فقط باید خوب بمونه، KPIه. براش OKR ننویس.
- اگه یه عدد بد شده یا میخوای یه جهش بزرگ بدی، وقت OKRه.
- اگه داری چیز تازهای میسازی که هنوز عددی نداره، OKR کمک میکنه اولین عددها رو تعریف کنی.
- اگه نمیدونی اوضاع چطوره، اول چند KPI ساده تعریف کن. بدون عدد امروز، OKR نوشتن حدس زدنه.
KPI و OKR چطور با هم کار میکنن
یه مثال: تیم پشتیبانی همیشه زمان اولین پاسخ رو بهعنوان KPI نگاه میکنه و حد قابل قبولش زیر ۲ ساعته. یه فصل میبینن عدد رسیده به ۶ ساعت. این KPI داره آژیر میزنه. فصل بعد تیم یه OKR مینویسه: هدف «مشتریها زودتر جواب بگیرن»، با نتیجهٔ کلیدی «زمان اولین پاسخ از ۶ ساعت به ۱ ساعت». وقتی رسیدن، عدد دوباره برمیگرده به فهرست KPIها و فقط پاییده میشه، و تمرکز تیم میره سراغ مشکل بعدی.
پس KPIها مثل داشبورد ماشینن و OKRها مثل مسیر سفر. داشبورد بهت میگه کجا مشکل داری، و مسیر سفر میگه این دفعه قراره به کجا برسی.
اشتباههای رایج
- همهٔ KPIها رو OKR کردن. نتیجهش بیست تا نتیجهٔ کلیدیه که هیچکدوم تمرکز نمیگیره.
- نوشتن «ثابت نگه داشتن» بهعنوان نتیجهٔ کلیدی. اگه چیزی قرار نیست عوض بشه، باید KPI بمونه.
- فراموش کردن KPIها وسط OKR. وقتی همه روی یه جهش تمرکز کردن، یه عدد دیگه ممکنه بیصدا افت کنه.
- بستن پاداش مستقیم به OKR. اونوقت همه هدفهای امن و کوچیک مینویسن.
توی تارگتیو چی پیدا میکنی؟
بگیم که تارگتیو داشبورد جداگانهٔ KPI نداره. برای پاییدن چند عدد ثابت، یه جدول ساده هم کافیه. جایی که تارگتیو کمک میکنه، اون دورهایه که میخوای یه عدد رو جابهجا کنی: هدف رو با معیارهای عددیش میسازی، توی یه دوره میذاریش، صاحب هر معیار هر هفته عدد و میزان اطمینانش رو ثبت میکنه و آخر دوره امتیاز نهایی رو میبینی.
این برنامه رو برام بساز
اون KPIای که این روزها افت کرده رو یه هدف کن: عدد امروزش رو شروع بذار، مقصدش رو بنویس و هر هفته ببین چقدر جلو رفتی.
فرمش با همین الگو پر میشه؛ عددها، روزها و ساعت رو خودت نگاه میکنی و تا «ذخیره» رو نزنی چیزی ساخته نمیشه. حساب نداری؟ اول با شمارهت وارد میشی (رایگانه) و بعد همین فرم باز میشه.
سؤالهای رایج
میشه یه KPI رو نتیجهٔ کلیدی یه OKR کرد؟
آره، به شرطی که قرار باشه عددش عوض بشه. «زمان پاسخ از ۶ ساعت به ۱ ساعت» نتیجهٔ کلیدی خوبیه؛ «زمان پاسخ زیر ۲ ساعت بمونه» بیشتر یه KPIه.
یه تیم چند تا KPI لازم داره؟
عدد ثابتی نداره. پیشنهاد ما اینه که فقط عددهایی رو KPI بدونی که اگه بد بشن، واقعاً کاری براشون میکنی. عددی که هیچوقت تصمیمی عوض نمیکنه، فقط شلوغی میسازه.
اول KPI تعریف کنیم یا OKR بنویسیم؟
اگه هیچ عددی از کارت نداری، اول چند KPI ساده تعریف کن تا بدونی امروز کجایی. بعد اون عددی که از همه بدتره، موضوع خوبی برای اولین OKRته.